X
تبلیغات
کردمحله

کردمحله
شکیبا و معطر 
قالب وبلاگ
قاعده بازی

 ادمها در زندگی خود قواعدی دارند گاه این قاعده ها به حیاتشان وابسته است یکی ازاین  قاعده ها قاعده بازی است  این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید. جنس یکی از آن توپها از لاستیک است  و باقی آنها  شیشه ای هستند. پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستیکی بر روی زمین، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد، اما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد ، کاملا شکسته و خرد میشوند: آن چهار توپ شیشه ای عبارتند از خانواده  ،سلامتی  ، دوستان و روح  خودتان و توپ لاستیکی  که همان کارتان است.كار را بر هیچ یك از عوامل فوق ترجیح ندهید، چون همیشه كاری برای كاسبی وجود دارد ولی دوستی كه از دست رفت دیگر بر نمیگردد، خانواده ای كه از هم پاشید دیگر جمع نمیشود،‌ سلامتی از دست رفته باز نمیگردد و روح آزرده دیگر آرامشی ندارد.

هرچه از دوست رسد نیکوست

[ جمعه 3 خرداد1392 ] [ 3 ] [ ستوده خان ]

تنهائی

وقتی تنهاییم، دنبال دوست می گردیم


پیدایش که کردیم، دنبال عیب هایش می گردیم


وقتی که از دست دادیمش، دنبال خاطراتش می گردیم


و همچنان تنها می مانیم

[ پنجشنبه 26 اردیبهشت1392 ] [ 20 ] [ ستوده خان ]
بعد از گذران چندین ماه  از دوران  فترت سایتم بعلت مشغله کاری در سال 91 امید است در سال جدید این امکان بوجود اید که سری هم هر چند روز یکبار برای اپ کردن وب سری  به خانه ام بزنم .

بهر حال ضمن عرض تبریک و تهنیت سال جدید  به همشهریان و با ارزوی بدر کردت سیزده  به امید اینکه گره زندگی  همشهریان باز شود .و نغمه عشق به اهنگ دلشان ساز شود . این بهار و صد بهار شان با گل اغاز شود.

امام صادق (ع) می فرمایند . هیچ نوروزی نیست مگر انکه ما در ان منتظر فرچ هستیم و این از ان روست که نوروز از روزهای مقدس ما و شیعیان ماست .و یا به قول نوروز خانهای قدیم که اکثرا از روستای بالاجاده بودند 

باد بهاران بیامو 

نوروز سلطان بیامو 

گل به گلستان بیامو 

بهار بیامو خوش بیامو 

علی با ذالفقار به گلستان بیامو  خوش بیامو 

[ جمعه 16 فروردین1392 ] [ 12 ] [ ستوده خان ]

موضوعات مرتبط: حکایت شهر
[ پنجشنبه 5 بهمن1391 ] [ 14 ] [ ستوده خان ]
متجددین معتقدند . بهشت جائی است که در ان بشما حقوق امریکائی و خونه انگلیسی و غذای چینی و ماشین المانی و یک همسر ایرانی بدهند .

و جهنم جائیکه در ان به شما یک خودرو امریکائی  یک زن انگلیسی و یک خونه چینی و  یک غذای المانی و یک حقوق ایرانی بدهند .

 heaven is when you have : An American salary. A British house .a GERMAN car and Iranian wife

hell is when you have:A American car  British wife  chinese home German food  Iranian salary     

[ پنجشنبه 25 آبان1391 ] [ 1 ] [ ستوده خان ]
نماد ساختاری هر شهری منبعث از الگوی های فرهنگی مردمش منقش میشود.

با این پیش فرض نماد شهرمان باید جه باشد که در اولین چشم انداز مردمان رهگذرو

مسافران عبوری در ذهنشان نقش بتدد.

میگن زبان عربی فصیحترین و شیوا ترین و روان ترین زبان در بین زباتهاست همین زبان فصیح

وشیوااگر بر لبان مصرین و مردم جبل عامل روان گردد طراواتش گوش نواز و دلربا اگر همین

زیبائی بر لبان مردم بین النهرین و کناره های اروند جاری شود از بدترین های دنیا است.

با این پیش در آمد چه رابطه ای بین تصاویر و نماد های شهرمان وجود داره ؟ایا با دیدن گل

مصنوعی زرد رنگ  خاردار مدخل ورودی شهر مون نشانی از بیرنگی میدهد یا غل وغش؟

نمیگن چون مردم کردمحله مردمانی عصبانی مزاج و خشن هستند از بین همه زبیائها

بخصوص گلهاگل خاردار و زرد رنگ را (رنگ مورد علاقه هیتلر و رضاخان)که نشانه نفرت و

خشونت است بر ورودیه شهرشان انتخاب کردند ؟تا بدین وسیله ذاتشان را به دیگران بنمایند.؟

بد به حال شهردار ومردم شهری که به خشونت با سمبلی شناخته شوند

خاک شهر من در هیچ یک از گلزار هایش چه در کوهساران و دشت ودمن وجلکه هایش

همچین گلی را نمی رویاند. پس کسی که این گل خادار را بر دروازه شهرم نگاشته

یاهمشهریم نیست یا شهرو گلهایش را که لطیف و شکیبا هستند و بوی عطرشان از

فرسنگها و دوردستها مشاممان را نوازش میدهد را نمی شناسد.


موضوعات مرتبط: حکایت شهر
[ پنجشنبه 2 شهریور1391 ] [ 23 ] [ ستوده خان ]
 
مردان ۴۸٪   زنان ۵۲٪
اسیائی ۵۷٪         اروپائی ۲۱٪         امریکائی۱۴٪       افریقائی ۸٪
رنگین پوست  ۷۵٪  زرد چهره ۲۵٪
 
6٪ مردم صاحب 59 ٪ از تمام ثروت جهان هستند و همگى آن‌ها نيز آمريکايى هستند. 
80 ٪ در شرايط بدى زندگى می‌کنند 
70 ٪ بی‌سواد و کم‌سواد (تحصيل نکرده)

1 ٪ (تنها ١ ٪) با تحصيلات دانشگاهى
٥٠ ٪ دچار سوء تغذيه 
١ ٪ در حال مرگ

۲ ٪ در حال متولد شدن
١ ٪ داراى کامپيوتر

 وقتى از اين منظر به دنيا نگاه کنيد در می‌يابيد که ما واقعاً به همبستگى، درک متقابل، شکيبائى و آموزش، نياز جدّى داريم.

همچنين بد نيست به نکته‌هاى زير هم توجه کنيد:

اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستيد، قدر سلامتى خود را بدانيد زيرا يک ميليون نفر تا يک هفته ديگر زنده نخواهند بود.

اگر تاکنون از آسيب‌هاى جنگ،
تنهايى در سلول زندان، عذاب شکنجه،

يا گرسنگى در امان بوده‌ايد،

وضعيت شما از وضعيت ٥٠٠ ميليون نفر در دنيا بهتر است.

اگر می‌توانيد بدون ترس از زندانى شدن يا مرگ، وارد محل عبادات خود مانند مسجد يا کليسا شويد، وضع شما از ٣ ميليون نفر در دنيا بهتر است.

اگر در يخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد،

اگر کفش و لباس داريد،

اگر تختخواب و سرپناهى داريد،

در اين صورت شما از ٧٥٪ مردم جهان ثروتمندتر هستيد.

اگر در بانکى حساب داريد، و اگر در جيب‌تان پول داريد،

شما به ٨٪ مردم دنيا که چنين شرايطى دارند تعلّق داريد.

حال كه اينها را مي دانيد:

· طورى کار کنيد که انگار نيازى به پول نداريد،

· طورى عشق بورزيد که انگار هرگز آرزده خاطر نشده‌ايد،

· و بالاخره طورى زندگى کنيد که انگار زمين، بهشت است

 

[ پنجشنبه 26 مرداد1391 ] [ 12 ] [ ستوده خان ]

 قبل از نقل  داستان .رمضان کریم مبارک .هر زمان شایعه‌ای را شنیدید و یا خواستید شایعه‌ای را تکرار کنید این فلسفه را در ذهن خود داشته باشید!در ضمن در یونان باستان سقراط به دلیل خرد و درایت فراوانش مورد ستایش بود.

روزی فیلسوف بزرگی که از آشنایان سقراط بود، با هیجان نزد او آمد و گفت: سقراط میدانی راجع به یکی ازشاگردانت چه شنیده‌ام؟ سقراط پاسخ داد: لحظه‌ای صبر کن. قبل از اینکه به من چیزی بگویی از تو می‌خواهم آزمون کوچکی را که نامش سه پرسش است پاسخ دهی. مرد پرسید: سه پرسش؟ سقراط گفت: بله درست است. قبل از اینکه راجع به شاگردم با من صحبت کنی، لحظه‌ای آنچه را که قصد گفتنش را داری امتحان کنیم.

اولین پرسش حقیقت است. کاملا مطمئنی که آنچه را که می‌خواهی به من بگویی حقیقت دارد؟مرد جواب داد: نه، فقط در موردش شنیده‌ام. سقراط گفت: بسیار خوب، پس واقعا نمیدانی که خبر درست است یا نادرست.حالا بیا پرسش دوم را بگویم، آنچه را که در مورد شاگردم می‌خواهی به من بگویی، خبرخوبی است؟مردپاسخ داد: نه، برعکس… سقراط ادامه داد: پس می‌خواهی خبری بد در مورد شاگردم که حتی درمورد آن مطمئن هم نیستی بگویی  مرد کمی دستپاچه شد و شانه بالا انداخت. سقراط ادامه داد: و اما پرسش سوم سودمند بودن است. آن چه را که می‌خواهی در مورد شاگردم به من بگویی برایم سودمند است.مرد پاسخ داد: نه، واقعا… سقراط نتیجه گیری کرد و پاسخ داد :اگر می‌خواهی به من چیزی را بگویی که نه حقیقت دارد و نه خوب است و نه حتی سودمند است، پس چرا آن را به من می‌گویی؟

[ شنبه 31 تیر1391 ] [ 1 ] [ ستوده خان ]
جمعه شب رفتیم  خونه یکی از رفقا که محلس روضه خوانی باب الحوایج امام موسی کاظم (ع)در منزلشان برقرار بود. صاحب مجلس که از اوتاد و برزگان است در بین عده کثیر جمعیت  عنایت خاصه ای داشته اند به بنده حقیر از باب ابنیت به ابوی فقید

 در همان ان یاد داستانی افتادم  که  دوستم  برام نقل کرده بود که خالی از لطف نیست اینجا نقلش کنم.

پدر پیری دستش را روی شانه پسرش گذاشت و از او پرسید:
تو قوی تری یا من؟
پسر گفت:من!

پدر با کمی
دلشکستگی دو باره پرسید تو قوی تری یا من؟
پسر گفت : من

پدر با دلی گرفته به یاد همه زحماتی که برای پسرش کشیده بود دستش را از روی شانه پسر برداشت و دورتر شد دوباره پرسید :
تو قوی تری یا من؟


پسر گفت : شما

پدر پیر با تعجب پرسید : چرا نظرت عوض شد؟

پسر گفت:
وقتی دست شما روی شانه هایم بود
حس می کردم یک کوه پشتیبان من است!!



[ سه شنبه 30 خرداد1391 ] [ 2 ] [ ستوده خان ]
 

پیدایش جشن نوروز

جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.

در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود.

از نخستین ادوار زندگی اجتماعی،  انسان متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد.

نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت.

و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت.

 

سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.

[ شنبه 27 اسفند1390 ] [ 23 ] [ ستوده خان ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

شهید مظلوم حاج حسین(هادی) حجتی
امکانات وب